حرفای بامزه!
سلام دوستان گلمون!
(البته فعلا تنهاییم و کسی برامون کامنت نمیده
)
و سلام به دخملی نازم ادرینا
چند تا از حرفای بامزه ات رو اوردم دخترکم:
ادرینا با حسرت به نیکی و نگار نگاه میکنه
و میگه: مامان چرا من خواهر بزرگتر ندارم؟
من: خوب قبل شما کسی دیگه به دنیا نیومده 
ادرینا:خوب برای من یه خواهر بزرگتر به دنیا بیار




ادرینا بعد تموم کردن درساش
میگه: دیگه نمی نویسم تا معلمم رو عصبانی کنم!
من:ادرینا! برای چی؟

ادرینا: اینجوری تنبیه میشه دیگه بهمون مشق زیاد نده!




برادر زن دایی ادرینا فوت کرده(1 سال پیش)
و زن دایی هنوز به خاطر اون عروسی و مهمونی نمیاد.
ادرینا میگه: زن دایی شما نمیایی عروسی؟
زندایی: نه عزیزم.
ادرینا: به خاطر بردارتون؟
زن دایی: اره.
ادرینا کلی تلاش میکنه زن دایی رو بیاره و در اخر که موفق نشده
میگه : خوب نیا! خودت ضرر میکنی




قربونت برم دخت زیبای من! که با این حرفا همه رو میخندونی
ارزو میکنم همیشه تنت سالم و لبت خندون باشه گل من


حرفای بامزه! 
